به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1402/6/15 ساعت: 11:36
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1402/6/4 ساعت: 20:22
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1402/5/25 ساعت: 11:45
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1402/5/19 ساعت: 22:12
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 12:33
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1402/1/21 ساعت: 14:42
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 21:36
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 18:30
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1401/12/8 ساعت: 13:24
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1401/11/19 ساعت: 12:30
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 14:34
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 22:27
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
تولدت مبارک عشق بی همتای من
-
تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 8:05
امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش راخواهد دید ودنیا رنگ دیگری خواهد گرفت من حقارت واژه ها را زمانی دریافتم که نتوانستم مهربانیت راتوصیف کنم جانا همیشه به قداست چشمان تو ایمان دارم راستیچه کسی چشمان تورا اینگونه زیبا رنگ آمیزی کرده وجهانچه زمان دیگری می تواند مانندتویی خلق کند می دانی که شکفتن هیچ گلی ...
روحت شاد بهترین مادربزرگ دنیا
-
تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 8:05
ﺩﻟﻢ مادربزرگ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪو ﺑﻮﯼ ﮔﻞﻫﺎﯼ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯﺵﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﭼﺮﺧﺶ ﭼﺮﺥ ﺧﯿﺎﻃﯽ ﺍﺵ ﮐﻪﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺩﻭﺧﺖﺩﻟﻢ مادربزرگ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﺎ ﻋﻄﺮ ﯾﺎﺱ ﺭﺍﺑﻪ ﺍﯾﻮﺍﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﮐﻨﺪﺩﻟﻢ مادربزرگ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪﻻﻻﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﺍﻧﺪﺩﻟﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺭﺍﺳﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺑﺨﻨﺪﻧﺪﺩﻟﻢ مادربزرگ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ.
به وقت دلتنگی
-
تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 8:05
کفشهای سیاه منبا لکههای کهنهگی شانبا سوراخهایی که باران رابه جورابهای من پیوند میدادندچهقدر دنبال تو آمدندچهقدر صبورانه منتظر ماندندبرای شنیدن صدای کفشهایتبر سنگفرش پارک پرت کنار بزرگراهچهقدر رج زدند آن خیابان خاطرهخیز رابرای تلاقیِ کوتاه نگاههامانکه همیشه ختم میشد به اخمِ توو من چه ظالمانه از یاد ب...
دو دوست !!
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 5:38
يک کشتي گرفتار درياي طوفاني شد و غرق شد و تنها دو تن از سرنشينان اين کشتي که شنا بلد بودند توانستند خود را به يک جزيره خشک کوچکي برسانند. اين دو نفر دو دوست, قديمي بودند. به جزيره که رسيدند فهميدند راه
حسینم
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 5:38
حسینم, .............. صدای قدمهای مهربانت کوچه دلم را پر کرده است قلبم با شنیدن صدای کاروانت پر میکشد محرم آمد محرم آمد تا بگوید حسین فراموش نشدنی است آمد تا بگوید: هیهات من الذله
هوای حبیب
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 5:38
هوای, حبیب, این روزها چقدر دلم هوای حبیب را می کند . هر بار که پرنده ی خیالم به پابوس عشق علیه السلام می رود ، می رود می نشیند کنار ضریح حبیب و دخیل می بندد به ضریح زیبایش . چقدر سبک رفاقتش را دوست دارم ... رفاقت حبیب و مسلم بن عوسجه را رفاقتی که دست آدم را می گیرد و آسمانیش می کند ...
بوی محرمش میاد....
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 5:38
بوی محرمش, میاد, خیمه و پرچمش میاد فرشته از تو آسمون برای ماتمش میاد رقیه دخترش میاد صدای مادرش میاد تشنگی با لبش میاد حسین با زینبش میاد شاهزاده جوون میاد عباس
سلام ......
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 5:38
سلام, بر خون خدا! ای کربلا! میدانم تو هم مثل ما منتظری! منتظر منتقم خون حسین (ع)! سلام بر خون خدا سلام بر رحمهالله الواسعه سلام بر نور چشم رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سلام بر فرزند شه